من مانده ام تنهای تنها

گل پونه های وحشی دشت امیدم
وقت سحر شد
خاموشی شب رفت و فردایی دگر شد
من مانده ام تنهای تنها
من مانده ام تنها میان سیل غمها
حبیبم
سیل غم ها

گل پونه ها نا مهربانی آتشم زد
گل پونه ها بی همزبانی آتشم زد
می خواهم اکنون تا سحر گاهان بنالم
افسرده ام دیوانه ام آزرده جانم

گل پونه های وحشی دشت امیدم
وقت سحر شد
خاموشی شب رفت فردایی دگر شد
من مانده ام تنهای تنها
من مانده ام تنها میان سیل غمها
حبیبم سیل غم ها

  
نویسنده : مينا وعلي ; ساعت ٦:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٩/۱۳
تگ ها :

 

دلم خيلی گرفته خدايا کمکم کن

  
نویسنده : مينا وعلي ; ساعت ۱:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٩/۱٢
تگ ها :

خسته

الااي رهگذر منگر چنين بيگانه بر گورم

چه ميخواهي چه ميداني از اين كاشانه گورم

تن من زنداني ظلم و خودم زنداني زورم

كجا ميخواست مردن حقيقت كرد مجبورم

كنون اي رهگذر

بر قبر اين

سر بار سرگردان بكش از مرحمت دستي

كه تنها قسمتش زنجير بود از عالم هستي

 

  
نویسنده : مينا وعلي ; ساعت ۱:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٩/۱٢
تگ ها :

به دل مي سپارم تورا تا نميرم ...

سلام ای غروبِ غريبانه دِل

سلام ای طلوعِ سحر گاه رفتن

سلام ای غم لحظه های جدایي

خداحافظ ای شعر شبهای روشن

...............
خداحافظ ای شعر شبهای روشن

خداحافظ ای قصه عاشقانه

خداحافظ ای آبي روشن عشق

خداحافظ ای عَطرِ شعرِ شبانه

...............
خداحافظ ای هم نشينِ هميشه

خداحافظ ای داغ بر دل نشسته

تو تنها نمي ماني ، ای مانده بي من ...

 

تو را مي سپارم به دل های خسته

تو را می سپارم به مينای مهتاب ...

 

 تو را مي سپارم به دامان دريا

اگر شب نشينم اگر شب شکسته

تو را  مي
سپارم به رويای فردا

به شب مي سپارم تورا تا نسوزم ...  

 

به دل مي سپارم تورا تا نميرم

اگر چشمه واژه ازغم نَخُشکد .....

 

اگرروزگار این صدا را نگيرد ..........

خداحافظ ای برگ و بار دل من

خداحافظ ای سایه سار هميشه

اگر سبز رفتي اگر زرد ماندم


خداحافظ ای ای نو بهار هميشه

  
نویسنده : مينا وعلي ; ساعت ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٩/۱٢
تگ ها :