منتظر می مونم

باستاره های اشکام
شبو پرستاره کردم
ازپس دو چشم گریون
من به شب نظاره کردم
هرشب منمو ستاره
چشمی که درانتظاره
چشمام خیره به جادست
کز ره برسی دوباره
باز میای تا که من پر بگیرم
زنده باشم زندگی از سر بگیرم
بازبه جونم حس کنم عطر تنت رو
تن من باشی ومن پیراهن تو

  
نویسنده : مينا وعلي ; ساعت ٧:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٢/٢٦
تگ ها :