عشق يعني انقلاب فاطمه

عشق يعني دل سپردن در الست
از مي وصل الهي مست مست

عشق يعني ذكر ناموس خدا
يا علي گفتن به زير دست و پا

عشق يعني جلوه صبر خدا
شرم ايوب نبي از مرتضي

عشق يعني صبر در هنگام خشم
عشق يعني جاي سيلي روي چشم

عشق بر دلها شهامت مي‌دهد
عشق بر غمها حلاوت مي‌دهد

عشق بر دلداده فرمان مي‌دهد
عاشق جان داده را جان مي‌دهد

عشق باعث شد كه دل سامان گرفت
پشت درب خانه زهرا جان گرفت

عشق يعني صحبت بي واهمه
عشق يعني انقلاب فاطمه


عشق يعني عشق ناب فاطمه
بيت‌الاحزان خراب فاطمه


عشق يعني صحبت بي واهمه
حيدر دربند پيش فاطمه

آنكه خود مرد دلير جنگ بود
دستگير فرقه‌اي صد رنگ بود

عشق يعني عاشقي در تار و پود
گردش دستاس با دست كبود

عشق يعني گريه‌هاي حيدري
دختري دنبال نعش مادري

عشق يعني قلب چون آيينه‌اي
جاي ميخ در به روي سينه‌اي

عشق يعني انتظار منتظر
سينه‌اي مجروح از مسمار در

عشق يعني طاعت جان‌آفرين
رد خون سينه بر روي زمين

  
نویسنده : مينا وعلي ; ساعت ٧:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٤/٩
تگ ها :