نکنه اینقده دورشی که دیگه منو نخواهی

ستاره هنوز بیداری ، بازم امشب خواب نداری
نکنه تو هم مثل من ، عاشقی چشم انتظاری


نکنه تو هم توی شبها ، خسته از غبار جاده


خواب مهتابو می بینی ، که میاد پای پیاده


نکنه هجوم ابرا، تو رو هم از ما بگیره


ستاره برای بودن ، دیگه فردا خیلی دیره


حالا که خورشید طلسم قلعه سنگی خوابه


تو نگو عشفا دروغه ، تو نگو دنیا سرابه

با کدوم بهونه باید شبو از تو کوچه دزدید?


گل سرخ عاشقی رو به غریبه ها نبخشید


ستاره همه غرورم پیشکش ناز تو باشه


تو بمون تا چشمای من با سپیدی آشنا شه


من اگه اسیر خاکم تو که جات تو آسمونه


دل خوشم به اینکه هرشب تو بیای رو بوم خونه


همنشین ابر و ماهی توی اون همه سیاهی


نکنه اینقده دورشی که دیگه منو نخواهی


  
نویسنده : مينا وعلي ; ساعت ٧:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٥/٥
تگ ها :