دل

دلم می خواست تنها باشم

 

دلم می خواست بی احساس با شم

 

دلم می خواست عاشق تنهایی نباشم

 

دلم می خواست باران دانه دانه نمی بارید

 

دلم می خواست ابر باشم تا باد مرا با خود ببرد

 

دلم می خواست چیزی به نام غم وجود نداشت

 

 دلم می خواست قطره ای باران باشم تا به دریا برسم

 

 دلم می خواست فریاد بزنم تاهمه صدای آهم را بشنوند

  
نویسنده : مينا وعلي ; ساعت ۱٠:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٦/۱٦
تگ ها :