جون میکنیم تو زندگی حس میکنیم که زنده ایم جوونی ها رو باختیم و فکر میکنیم برنده ایم

نشون میدیم که کوهیم و هیشکی حریفمون نشد کوه شدن اختیاری نیست زندگی مهوبون نشد

تا یه شکسته میبینیم واسه ش چه اشکا رونه خودمونم خوب میدونم که از تنگمونه

هر میشکنیم میسوزونیم اصلا مهم نیست واسه مون اما تا ما رو میشکنن مینالیم از دست زمون

ظاهر کارم که شده قهه قهه مون به آسمون کلی برو بیا داریم اما چقدر بی همزبون

گول میزنیم خودمونو به آب و رنگ زندگی عاشقی رو میخوایم ولی برای رفع خستگی

به سادگی دل میدیم و به سادگی دل میکنیم واسه یه لحظه دلخوشی به هر دری در میزنیم

روز و شبامون میگذرن بیخبر از دلگیر شده یادش بخیر جوونی رو وقتی میگیم که دیر شده

با همه ی اون برد و باخت باید که از نو زد و ساخت باید با رویا اشتی کرد باید که عشق خوب شناخت

جمله ی دوست دارمو بايد به جاش گفت و شنيد

دارو  باشيم نه داروغه بايد به آينه رسيد

جمله ی اخر ... همه شما بدونيد که جمله ی دوست دارمو بايد به جاش گفت و شنيد ....

هر کسی ارزشش دوست داشتنو نداره

 

  
نویسنده : مينا وعلي ; ساعت ۱۱:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/۱۱/٦
تگ ها :