خاطرات

به  نام آن کسی که اگر حکم کند همه محکومیم

هرکس به طریقی دل ما می شکند

بیگانه جدا دوست جدا می شکند

بیگانه اگر می شکند حرفی نیست

از دوست بپرسید چرا می شکند

بشکست دلمو کسی صدایی نشنید

آری دل درد بی صدا می شکند

آموختم چگونه گذشت کردن را  . کاش ...

برای اولین باربه خاطرت لذتش را حس کردم و تکرار آن ...

دلم می خواهد بگویم که تکرارش شاید باعث ویرانی دلم شود . تکرارش قلبم را می شکند .

                     ولی اگر تو شکستن قلبم را می خواهی

                               باز هم حاضرم

توی دفتر خاطراتم نگاه می کردم که ديدم:

امروز روزی است که روزنامه را جلوی خودت گرفتی و تا خانه رفتی يادت هست هيچ وقت از يادم نمی ره

  
نویسنده : مينا وعلي ; ساعت ۱۱:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱/٢۱
تگ ها :