خدايا

امروز قلبم شکست. نه به تیغ دشمن بلکه با خنجر دوست.

دوستی که با هم عهد بستیم تا زنده هستیم با هم باشیم.

امروز او با بی اعتنایی از کنارم گذشت و نگاهی به قلب شکسته ام ننداخت.

رفت...

اما زخمی که بر دلم کاشت تا ابد خواهد ماند.

دیگر با هیچ کس عهد نخواهم بست.

چون که می دانم او هم بی وفایی خواهد کرد...

 

چنان بیگانه با خویشم که حتی سایه ام دیگر نمی آید به دنبالم.

 

دلم غم داره امشب خيلی تنهام خيلی....

  
نویسنده : مينا وعلي ; ساعت ۱٠:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱/٢۸
تگ ها :