وای دل من

بسوزون هر طريقي مي پسندي

كه آتش از تو و خاكستر از من

 

بكش چون صيد و در خونم بغلتان

تماشا كردن از تو پرپر از من

 

آتش بگير تا كه بداني چه مي كشم

احساس سوختن به تماشا نمي شود

 

نشود فاش كسي آنچه ميان من و توست

تا اشارات نظر نامه رسان من و توست

 

روزگاري شد و كه از مرد ره عشق نديدي

ستم كشيده هجرت بلا رسيده حرمان

به دلفريبي چشم تو اي بلاي دل من

 

تا تو نگاه مي كني كار من آه كردن است

جان به فداي چشم تو اين چه نگاه كردن است

 

سري و اين همه سودا تني و اين همه محنت

دلي و اين همه اندوه و درد واي دل من

 

گفتي شتاب رفتن من از براي توست

آهسته تر برو كه دلم زير پاي توست

 

به دو ديده كي توانم كه رخ تو سيرببينم

دو هزار ديده خواهم كه كنم تورا تماشا

 

  
نویسنده : مينا وعلي ; ساعت ٦:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۱۱/۱٢
تگ ها :