روزگار

از بازيهاي زندگي غبار غم به روم نشست

هر وقت ديدم اميدي نيست دلم گرفت قلبم شكست

  
نویسنده : مينا وعلي ; ساعت ۱٢:٤٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/۱٢/٢
تگ ها :