هستی؟

من بازم ميگم هستم

مثل گذشته ها و عاقلتر و پخته تر ار قبل من تو رو می خواهم با وجودی 

که تو نمی خواهی من رو ولی اين خرد کننده هست که تو مرا آخر صف بگذاری

وقتی از همه جا نا اميد شدی بگی بيا ديگه چاره ای نيست

اگه هستی اگه من نامردم پس چرا شرطای عجيب ميگذاری !!!!

اگه هستی بگو همين الان بگو بدون شرط بگو کدوم علاقه ای هست که مشروطه

به شرطهای عجيبه که اگه بگم آره علاقه می آيد تو دلت اگه بگم نه ميره از دلت!!!!!

حالا بگو هستی ؟ اگه آره من اين جا تعهد ميدهم که ديگه با روشی جديد هستم

روشی که معنايش اين  باشه که هردو دل داريم هردو بايد در حد معقول آزادباشيم

هرچند ۳ سال هست تو جلورفتی بيش از قاعده در .........

  
نویسنده : مينا وعلي ; ساعت ۳:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۱٢/۱۸
تگ ها :