سلام اي بي وفا ،‌ اي بي ترحم
سلام اي خنجر حرفاي مردم
سلام اي آشنا با رنگ خونم
سلام اي دشمن زيباي جونم

خيال كردي هميشه زير پاتم ؟
با اين نامرديت بازم باهاتم ؟

ديگه بسه برام هر چي كشيدم
فريبي بود كه من از تو نديدم 

دروغي هست نگفته مونده باشه ؟
كسي هست تو خيال تو نباشه ؟

دريغ از يك نگاه عاشقونه
دريغ از يك سلام بي بهونه

گل بيتا چرا اخمات توهم شد؟
چيه توهين به ذات محترم شد ؟

                    


  
نویسنده : مينا وعلي ; ساعت ۱٠:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۱٢/٢٦
تگ ها :