سلام اي نازنين ... باز نامه دادم

نِميره قصه ي عشقِت ز يادم

خيال نكن كه بي خيال از تو و روزگارتم

به فكرتم ، به يادتم ، زنده به انتظارتم

تو كه رفتي پريشون شد خيالم

همه گفتن كه من ديوونه حالم

نميدونند كه اين ديوونه در فكر شفا نيست

كه هر چي باشه اما بي وفا نيست

  
نویسنده : مينا وعلي ; ساعت ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۱/٥
تگ ها :